فطرت از دیدگاه آیت الله جوادی آملی
گرايش به مبدا جهان و كشش دروني به سوي حقيقتي كه عالم بدان تكيه دارد ، فطري هر انساني است.
در قرآن، گذشته از راه هاي عقلي كه براي اثبات مبدا و معاد مطرح است،راه هاي فطري هم مطرح مي شود و چنين مي گويد كه در نهاد هر انساني گرايش به حقيقت مطلق و به قدرت و علم مطلق هست.نهاد آدمي ،هستي مطلق و قوي محض و عليم صرف را جستجو مي كند. زنده اي كه هرگز نمي ميرد مطلوب اوست، وبه تعبير ديگر نهاد هر انساني به حقيقتي گرايش دارد كه "بكل شي ء محيط" باشد و " علي كل شي ء شهيد" باشد. وخود " الحي الذي لايموت" باشد.
تبيين اين مطلب عميق، از راه فطرت به طور اجمال اين است كه؛ رسالت پيامبر اكرم (ص) جهاني است يعني؛ كلي و دائم است و براي هر فرد در هر زمان خواهد بود چه اينكه فرمود: " وما ارسلناك الا كافة للناس" و نيز فرمود :" نذيرا للبشر" .
پس تا آنجا كه قلمرو انسانيت هست ، منطقه نفوذ رسالت خاتم انبياء (ص) هم هست.تا جاييكه فكر و انديشه آدمي مطرح است،آنجا مورد تابش شعاع رسالت است، زيرا هر موجود متفكري را وحي الهي بايد هدايت كند و جهان شمولي قران به عنوان يك اصل قطعي پذيرفته شده است. لذا گاهي قرآن و گاهي پيامبر اكرم (ص) به عنوان كتاب جهان يا رسول جهانيان مطرح مي شوند نظير " ان هو الا ذكري للعالمين" يا " ليكون للعالمين نذيرا " پس، شعاع رسالت پيامبر اكرم (ص) تمام منطقه بشريت است، به طوري كه هيچ فردي از شمول اين حكم مستثني نمي باشد.
در كنار اين اصل، خداي سبحان مطلب ديگري را در تشريح برنامه رسالت پيامبر اكرم(ص) بيان مي دارد و آن اينكه؛ رسول الله (ص) را در عين حال كه معلم مي داند، مذكر هم مي داند. درعين حال كه مي گويد: تو معلم انسان هايي، مي گويد: تو مذكر و ياد آور همه مردمي. يعني؛ هرچه به بشر مي گويي، در نهان او هست. تو فقط تذكر مي دهي، و يادآوري مي كني.
روح تعليمات انبياء درباره اصول دين، همان توجه دادن به فطرت است. لذا رسالت جهان شمول آن حضرت به عنوان يادآوري مطرح شده است. چه اينكه فرمود " انما انت مذكر است عليهم بمصيطر" تو بر اينها سلطه و سيطره نداري، تو فقط كارت تذكره است. با ملاحظه دو اصل ياد شده يعني ؛ جهان شمول بودن رسالت و تذكره بودن رسالت، چنين استفاده مي شود كه اعتقاد به اصول و معارف اوليه دين در نهان هر بشري هست.
بعضي از آيات دلالت مي كند براينكه سمت رسمي انبياء تذكره است، و بعضي از آيات دلالت مي كند بر اينكه تبهكاران خدا را فراموش كردند. معلوم مي شود قبلا اعتقاد به خدا در يادشان بود، ولي اكنون فراموش كرده اند.آن كافر كه مي گويد جز طبيعت چيز ديگري وجود ندارد" ما هي الاحياتنا الدنيا نموت و نحيا " قرآن مي گويد تو معاد را فراموش كرده اي. معلوم مي شود گرايش به عالم ابد در نهان هر انساني آرميده است. اين نسيان را خداوند تنها درباره مومنان يا اهل كتاب نسبت نمي دهد، بلكه به كساني كه مبدا و معاد را نمي پذيرند نسبت مي دهد و مي گويد شما خدا و قيامت را فراموش كرديد، يعني درباره اصول دين سابقه معرفت داشتيد و الان در اثر سرگرمي به طبيعت از يادتان رفته است. گروه سوم آياتي هستند كه دلالت برعهد و ميثاق مي كنند. مي گويند؛ خدا از بشريت عهد گرفته، بشريت ميثاق سپرده كه موحد و مطيع خدا باشد. معلوم مي شود دريك مرحله وجودي بشر ميثاق سپرد كه خداوند مي فرمايد شما قبلا تعهد داديد، " الم اعهد اليكم يا بني آدم ان لاتعبدوا الشيطان " اين خطاب ، جامع و فراگير است، و اختصاصي به اهل ايمان يا به اهل كتاب ندارد، مي گويد: اي بشر تو تعهد سپردي كه جز خدا را نپرستي. تو ميثاق سپردي كه موحد باشي.
گروه چهارم آياتي اند كه دلالت دارند وقتي بشر خطر را احساس كرد خدا را مي خواند .آياتي اند كه مضمون آنها اين است كه وقتي زيان يا هر مشكل ديگري به سراغ بشر آمد، وي به طرف خدا فريادكنان و فريادكشان گرايش دارد. گروه پنجم آياتي اندكه مستقيما دلالت برفطرت توحيدي دارد، مانند " فاقم وجهك للدين حنيفا " و بعضي از آيات ديگر هم هست كه به آن آيات استدلال كرده اند كه اصول اوليه دين فطري است. آنچه لازم و مهم است اين است كه اين دو اصل را به خاطر بسپاريم وساير مسائل را در كنار اين دو اصل حل كنيم، اصل اول؛ آن است كه رسول الله (ص) پيام آور انسانيت است" وما ارسلناك الا كافة للناس" اصل دوم؛ آن است كه خداي متعالي رسالت حضرتش را تذكره مي داند. انسان در اثر غفلت و گناه،آن فطرت درونيش آن چنان مستور مي شود كه زير تمام اميال و هوس ها دفن خواهد شد.
وقتي چيزي دفن شود شكوفا نمي شود. قرآن مي گويد: روح آدمي گرايشش به سمت خداست. اگر كسي جانش را در بين آرزوها و هوس ها دفن كرد خسارت ديده است " و قد خاب من دسيها" يعني جان خداي جوي خود را دفن كرد. قرآن مي گويد كسي كه خود را بين آرزوها دفن كرده است ،سرمايه خويش را از دست داد. پس تلاش شيطان اين است كه سرمايه خدا خواهي را از انسان بگيرد. اگر كسي سرمايه را باخت ديگر به ياد خودش هم نيست. چون تنها سرمايه او همان جان خداجوي او است.سرمايه او ذكر الله است.
لذا سه مطلب را در كنار هم در سوره مجادله و در سوره حشر بيان كرده. مطلب اول؛ اين است كه شيطان دسيسه مي كند تا سرمايه را از انسان بگيرد.
مطلب دوم؛ اين است كه چون سرمايه در جان آدمي است كافران و ساير دنيا زدگان در اثر وسوسه شيطان آن سرمايه را باختند،چون مركز سرمايه را از دست دادند،هم ياد خدا از آنها گرفته شد، وهم حقيقت خود را كه همان روح الهي باشد از ياد بردند. مطلب سوم ؛ اين است كه اگر كسي سرمايه داشت وآن سرمايه را در جاي نا معلومي دفن كرد، ديگر دسترسي به آن ندارد تا بهره ببرد.قرآن مي فرمايد: دنيامندان خدا را فراموش كردند، خدا هم در اثر اين كفران نعمت، كيفري كه بر آنها روا مي دارد اين است كه خودشان را از يادشان مي برد. پس، اول استيلاي شيطان است، دوم نسيان خداست ، وسوم، نسيان خويشتن خويش و تحت ولايت شيطان قرار گرفتن است. انسان با تقوا و پارسا كسي است كه شب و روز پاس مي دهد ومواظب است که در خواب وبیداری شیطان در درون کعبه دل او راه پیدا نکند،و همواره در کعبه دل او به روی دشمن بسته است.ولی انسانی که اهل تقوا و پارسایی نیست،مواظب کعبه دل خود نخواهد بود،لذا شیطان در درون دل او راه پیدا می کند.
اگر شیطان در کعبه دل راه پیدا کرد اول کاری که می کند،سرمایه خداخواهی را دفن می کند.پس درون انسان که خدا را طلب بود ،هم اکنون دفن شد،و چون یاد خدا با جان او عجین است ،اگر یاد الهی دفن شد جان انسانی هم دفن می شود. معلوم می شود کسی به فکر خود است که به فکر خدا باشد چون یاد خدا در سرشتش عجین شد.
معنای فطری بودن ذکر الله این است که در قوام جان انسان معتبر است.یاد خداهمان و یاد خویشتن خویش همان.فراموشی خدا همان و فراموشی خویشتن خویش همان. پس اگر در سوره مبارکه توبه آمده است "نسواالله فنسیهم ان المنافقین هم الفاسقون" خدا را فراموش کردند خدا هم اینها را فراموش کرد،اولا نسیان صفت فعل خداست نه صفت ذات و ثانیا نسیان عبارت است از آن که خویشتن اینها را از یادشان می برد. و کسی که انسانیت خویش را فراموش کرد در حد حیات حیوانی یا پست تر از آن حد در حد حیات گیاهی به سر می برد.لذا کافران خود فراموش شده صریحا به انبیاءشان می گویند:" سواء علینا اوعظت ام لم تکن من الواعظین" چه موعظه کنی و چه نکنی برای ما یکسان است. یعنی آن نیرویی که حق را می شنود و می فهمد و می پذیرد ما آن را گم کرده ایم.لذا موعظه شما هیچ تاثیری ندارد.
تهیه کننده:مرضیه حسنوند
منبع:تفسیر موضوعی قرآن مجید(5).آیت الله جوادی آملی.